salam

این وبلاگ برای گسترش فرهنگ گفتگو بنیان نهاده می شود

salam

این وبلاگ برای گسترش فرهنگ گفتگو بنیان نهاده می شود

الهی نامه ۳۰

الهی پناه می برم به تو از دل های شکسته   و قلب های سوخته  

الهی پناهگاه دلسوختگان باش  

الهی باران امرزش خود را بیش از پیش بر نامه سرشار از گناه ما سرازیر فرما  

الهی اعتراف ما در نهانخانه دل به مثابه کیفر گناهمان بپذیر  

الهی همه ما را از کژپنداری و کژگفتاری و کژکرداری صیانت فرما  

الهی گل های وجود همه ما را به پژمردگی دچار نفرما  

الهی با عطر توحید   عفونت شرک و بددلی و خودخواهی و بدسگالی را از وجود همه ما شستشو ده  

الهی در فصل بهار جهان ها    جانهامان را بهاری تازه بخش  

الهی چنان کن که دلهای ما همه تنگ نظری ها و بددلی ها و رنجش های سال گذشته را دور بریزیم  

الهی انها را که از ما رنجیده اند به فضل و کرم خود  لبخند رضایت برلبهاشان بنشان یا من اضحک و ابکی

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در این جمع که امشب در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است
در مذهب ما باده حلال است ولیکن بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است
گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است
در مجلس ما عطر میامیز که ما را هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است
از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است همواره مرا کوی خرابات مقام است
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
با محتسبم عیب مگویید که او نیز پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی کایام گل و یاسمن و عید صیام است

الهی نامه ۲۹

الهی ما را در زمره قائلان بی عمل قرار مده  

الهی چنان کن که گفتارمان اینه پندارمان  و کردارمان اینه گفتارمان و این هرسه بیانیه توحید باشد  

الهی لحظاتمان را در وقت خود و وقتمان را در ذکر خود و فکر ما را در شآن خودت قرار ده 

الهی ای انکه کل یوم هو فی شآن هیچ شآنی از شئون ما را از مهر کتترل کیفیت خود محروم نفرما  

الهی ما با تمام وجود و از سر سویدای قلوب تو را به خدایی قبول داریم  ما را به بندگی بپذیر  

الهی خطاهایمان بس عظیم و کشتی لغزشهایمان بس هولناک است ولی در برابر تابش خورشید خطا پوش و نقص شکن تو و در اقیانوس ارام ذکر تو نابود می گردد  

الهی به مانیز همچون خودت دیده ای خطاپوش و بزرگ نگر و وجودی بی مرز و قلبی بیکران و دلی اکنده از اتش سوزان عشق خود ببخش  

الهی مارا چنان در کوره معرفت ناب خود ذوب کن که پس از سرد شدن جز قالب تو نگیرد و جز اثر تو نپذیرد  

الهی همه هستی بی وقفه تسبیح گوی تواند وما نامحرمان خلوت انس را از ان خبری نه  

لااقل ما را از  خاموشی بهره ای عنایت کن تا اندکی از نسیم راز هستی را در دل و عقلمان حس کنیم و اتش حرص و حسد و تنگ نظری و اتشفشان نفس اماره و ابلیس درون ما در خنکای ان نسیم فرونشیند و دست کم یک لحظه هم که شده در تمام عمرمان تورا بچشیم و از دیدار تو سرمست شویم

الهی نامه ۲۸

الهی رشته های امید ما را به منبع بیکران خود پیوند ده  

الهی ما را از چند وچون زمین و زمان و زمانه به معرفت خود رها ساز  

الهی همه افریده های خود را  از برکه های راکد خودبینی و خودپرستی و نادانی و غفلت و جور و حسد و تکاثر و تفاخر و لهو و لهب و اضطراب و افسردگی و بی دردی به کوثر خروشان هستی مطلق و مطلق وجود و چشمه همیشه جاری صدق و صحو وصل نما  

الهی حضور پیوسته و پیوسته حضور را در صحیفه نفوس حک فرما  

الهی نقش نفیس ذات خود را که عین علم و علم عین است بر ضمائر ما بنویس  

الهی ای انکه کتب علی نفسه الرحمه از ان رحمت بر نفوس مخلوق نیز بقدر مقدور و به نحو میسور در شراشر نفوس محدود بریز

الهی نامه ۲۷

الهی از منبع بیکران خود تندرستی و سلامت روح و جان به همه مادرهای دنیا عنایت کن  

الهی و اذا مرضت فهو یشفین ... پس  اشف  

الهی اراده ما را در اراده خودت و قدرت ما را در قدرت خود و علم ما را در علم خود مضمحل گردان

الهی نامه ۲۶

الهی نهال شکیبایی  را در وجودمان بارور فرما و  غنچه های بردباری را به میوه های شیرین پایداری تبدیل نما  

الهی سیمای سکوت را در نگاه ما بیارای  

الهی بهار همنشینی با خودت را هرگز به خزان خسران دوری و گریز از خودت  تبدیل مکن 

 

الهی نامه ۲۵

الهی چراغ پر فروغ پرسشگری را در وجودم فروزان بدار  

الهی بساط مهربانی را در سفره وجودمان پهن کن 

الهی بساط دلخوری و کدورت و بی مهری را از میان ما برچین  

الهی قافیه اندیشم و دلدار من گویدم مندیش جز دیدار من ُاندیشه ام را از دیدار خودت سرشار گردان  

الهی  با طراوت بهار زمستان ستم را خزان کن  

الهی بهار فصل تعادل است ما را در سایه برانگیختگی و در پرتو  تعادل با دو بال نیک خواهی و نیک بینی به سوی قاف قلم پرواز ده  

الهی نامه ۲۴

الهی شکوفه های وجودمان را به میوه های پربار تبدیل فرما  

الهی تیرگی های درون و غبارهای نشسته بر دل و قلب و جانمان را در بارش باران بهاری شستشو ده  

الهی نامه ۲۳

الهی اگاهی حقیقی نصیب و بهره ما بفرما  

الهی نادانی و نااگاهی و نابخردی را برما روا مدار  

الهی  با نور خودت همه ما را از سکون و واپس گرایی و فرسودگی و ستمگری و ستم پذیری رهایی بخش  

الهی ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون عیدا لنا لاولنا و اخرنا  

الهی جانها را با اخگر شوق منقلب و متحول گردان  

الهی سرها را در اسمان پرستاره زندگی به زیور ستارگان حکمت بیارای  

الهی شایستگی گفتگو با خودت را که از بهترین عطایای تو بر افریدگان است به ما عنایت کن  

الهی

الهی نامه ۲۲

الهی اوج رهایی را در پسین ادینه برای ما رقم زن  

الهی چنان گردبادی در وجودمان  برپا کن که هرچه برچسب های ناچسب بر ساحت های ناب فطرت در کثرات دنیا بران چسبیده از جا کنده شود  

الهی نامه ۲۱

الهی دلهای همه ما را بهاری گردان  

الهی همه ما را دوستان خودت قرار ده تا دوستان باوفایی برای یکدیگر باشیم 

الهی پویش و پیوند و پارسایی ُ و پرواز و پند و پذیرش و پرسش و پاسخ را مرام ما قرار ده 

الهی سیمای زندگی را با ستایش حقیقت و ستون انرا با ثنای  بندگی به خود بپیوند

الهی نامه ۲۰

الهی خودت با نظر رحمت به بندگان خود بنگر  

الهی مفلوک و بیچاره ام و چاره ام تویی  

الهی چاره ساز بیچار گانی پس چاره کار ما را نیز بساز  

الهی از هر کس و از خود ناامیدم و تنها امید ناامیدان تویی  

امید امیدواران را ناامید نکن  

الهی  دست از طلب ندارم تا کام من برآید. یا تن رسد به جانان یا جان زتن درآید ...

الهی نامه ۱۹

الهی از انحطاط خود چه گویم که سراسر نقص و نیازم و از حاجت چه خواهم که یک پارچه فقر و فنایم و از گناه و خطا چه گویم که اکنده از سوز و گدازم  

الهی تو را چگونه ستایم که زبانم قاصر از ثنای توست و چگونه ثناگوی تو نباشم که هماره و هر لحظه مرهون جو د و غرق احسان توام  

الهی با چه روی روبه تو ارم که از شرم روی  دیدنت ندارم  

چگونه انکس که با بندگانت بدی  روا داشته با افریدگارشان به گفتگو نشیند  

الهی ما را از زیر بار حق الناس به لطف عمیم خود و فضل شمیم خود رهایی بخش  

ای انکه ولله میراث السموات و الارض

الهی نامه ۱۸

الهی بر بارگاه جمال خودت ما را راه ده    و بر مثال تسلیم به خود ما راه نما  

الهی پیوسته  ما را تحت عنایت خودت بدار و همه ما را با چراغ راهنمایی خود راه بر  

الهی یک نظر بر انظار ما نما تا از لغزش های امکانی دور شویم و  حول شمع وجود پروانه وار بگردیم  

الهی خورشید حقیقت در جانمان طالع گردان و ما را از روشنایی ماه جمالت در اسمان تیره و تار دنیا برخوردار گردان

الهی نامه ۱۷

الهی ای خالق شگفتی ها و ای افریننده محمد  انچه حقیقت وجود ما را از ما گرفته است از ما بگیر تا همچنانکه نبی فرمود :(لولا کثره فی کلامکم و تمریج فی قلوبکم لرایتم ما  اری و لسمعتم ما اسمع :اگر زیاده گوی نبودید و دلتان هرجایی نبود انچه من می بینم شما هم می دیدید و انچه من می شنوم شما هم می شنیدید ) گوش ما به پیغام های تو شنوا گردد و دیده هایمان به نگاه تو روشن ...انگاه جز تو نبینیم و جز تو نشنویم و جز تو نخواهیم و جز تو ندانیم  و از سویدای دل و عقل و جانمان ندای :الغیرک من الظهور ما لیس لک ُ را با اهنگ هستی بسراییم

الهی نامه ۱۶

الهی در شب زادروز سرچشمه مهر و پویش پیوند و پارسایی  ما را هم در زمره نواموزان دبستان حکمت و تزکیه از جام جوشان و مشعشع توحید سیراب گردان  

الهی به همه افریده های خود توان گسستن بندهای پیدا وناپیدای درون و بیرون و خروج از قفس هوی و پرواز در اسمان بیکران افرینش عنایت فرما  

الهی ما را از غواصان بحار کنش و بینش و یابندگان گوهر سرشت و سرنوشت و ارمیدگان در ساحل سیرت قرار ده

الهی نامه ۱۵

الهی به همه ما ایمانی به عمق ژرفای اقیانوس عطا کن تا همواره حتی در عین گشایش و شادی  و اوج سرافرازی به درگاه تو انابه کنیم   و پیوسته حتی در عین تنگی و اضطرار با یاد تو ارامش یابیم .. 

الهی دوستی خودت را در وجودمان بیفشان تا درخت دوستی بنشانیم که کام دل به بار ارد  

و درخت دشمنی برکنیم که رنج بی شمار ارد  

  الهی ما را چنان بدار که  سرمایه های وجودی مان را در خدمت خودت صرف کنیم  و همچون تو بر بندگانت مهربان و رئوف باشیم  

الهی از کان عظمت خود چشمه ای بر فرومایگی هایمان باز کن تا ازادگی را تجربه کنیم و از هرگونه فرومایگی بپرهیزیم و بگریزیم ..

الهی نامه ۱۴

...برای پست قبلی دوست عزیزی همراه با سروده ای از غزل های لسان الغیب حافظ شیراز زینت بخش این صفحات شدند اما به اشتباه نظر ایشان حذف شد ..امیدوارم باز هم به ما سر بزنند و ما را با گلنوشته  هاشان بنوازند..) 

  الهی تاریکخانه  های نقص و عجز و نیاز و درلمردگی مان را با افتاب خورشید حقیقت روشن ساز  

الهی   ظلمت های خودبینی را با اخگر خودنگری و خودشکنی از صفحه وجودمان برانداز  

الهی   همه ما را شایسته حضور در خلوت انس قرارده و از دیدار خود محروم مفرما  

الهی اللهم اجعلنا من المرحومین و لاتجعلنامن المحرومین

الهی نامه ۱۳

الهی عیب هایمان را بر ما اشکار ساز و نقص هایمان را برما بنمایان تا مقدس بودن و مطلق بودن تو را دریابم   الهی عظمتت را به اندازه ظرفیتم بر من بنما تا کوچکی و حقارت خود را حس کنم  

خدایا باران هستی ات که بر زمین بی اب و علف نیستی ام پیوسته ریزان است خدایا از عمر ما بکاه و بر عمر مادر افزای

الهی نامه ۱۲

پروردگارا   نغمه های گوش نواز افلاک نشینان را بر ما خاک نشینان ارزانی دار  

گوش هایمان را از سرودهای هستی ساز و اوازهای مانا اکنده ساز

الهی نامه ۱۱

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست درباغ لاله روید و در شوره زار خس

الهی باران رحمت و امرزش تو پیوسته سرازیر است   جان ما را در قطرات غالیه زای ان از هرچه غیر توست شستشو ده 

الهی شوره زار وجود ما را با نفحات رحمانیه ات به باغی تبدیل کن که مستعد رویش لاله های دوستی و شور و شعور گردد

مهربانا ساز دلمان را با نوای شورانگیز هستی همساز گردان

الهی ساحت های وجودمان را چونان برکه هایی از اب مهر و صدق لبریز گردان

رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق .....


الهی نامه 10

الهی به ما توانایی عبور از غرایز و ورود به حقایق عنایت فرما    الهی ذهن ما را در اندیشه خود بدار و نهال دوستی را در روان ما بنشان و با پندارها و گفتارها و کردارهای نیکو ابیاری اش نما

الهی قطب نمای وجودمان را در اقیانوس پهناور هستی به سوی ذات خود تنظیم کن تا در امواج سهمگین و متلاطم و در میانه گردبادها راه را گم نکنیم

الهی نامه ۹

الهی کی رفته ای زدل که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را  

الهی ما را در بند خودت بدار تا بنده  تو باشیم  چه اینکه گفته اند :بنده آنی که در بند آنی . 

مهربانا : جرعه ای و تنها جرعه ای از مهربانی ات را در حق افریدگانت در جانمان بیفشان  

الهی عقل ما را ایینه دل ما و احساس ما را بازتاب عقل ما و همه را فروغ رخ خود قرار ده  

الهی جان مرده ما را به اخگرهای شیدایی ات بیفروزان

الهی نامه ۷

الهی سوزی ده که ساز وجودمان را و سازه هستی مان را از قیود حجاب های تاریک برهاند  

الهی جرعه ای از جامی که در دستان جان های شیفته حق است در کام ما نیز بریز  

الهی همچنانکه صورت ما را نیکو گردانیدی سیرت و سریرت ما را نیز نیکو گردان  

الهی خواسته هایی که در این نوشته ها می ایند با امین های خوانندگان سوخته دل و صمیمی همراه است ُپس در حق همه انها را به هدف اجابت برسان

الهی نامه ۸

الهی  یا جابر العظم الکسیر   خودت به فضل عمیم خود از همه افریدگانت دستگیری فرما   الهی جان ناقص و پرنیاز مارا در اقیانوس آمرزش خود شستشو ده    دادارا انان را که پندار و گفتار و کردار جاهلانه ما جانشان را خسته و بر روان انها گرد کدورت نشانده است انقدر از دریای کرم خود بر جان و جهانشان ارزانی فرما که ان کدورت ها از جانشان زدوده شود   

الهی نامه ۶

ای دادار مهربان ایین مهرورزی را به همه ما بیاموز  و  کاممان را از معرفت ناب براور   

الهی جانمان را  چندان از عشق و شیدایی لبریز کن که دیگر جایی برای شرک و دوبینی در ان نماند  الهی چنان کن که انسان هایی بی مرز باشیم دوستانی بی مرز برای همدیگر مانند خبرنگاران بدون مرز و پزشکان بدون مرز ! \هریک از ما دیگری را برای خوداو نه برای خودش به عنوان هدیه ای از سو ی خداوند دوست بدارد ..چنانکه گویی همه برادران و خواهران و فرزندان و همسران ماهستند و ...این چنین جهان بسبار باز و زیبا و خداگونه می شود همان بهشتی که حافظ فرمود : که بهشت نقد امروز حاصل می شود    دعوی فردای زاهد را چرا باور کنم ...آدینه برشما فرخنده و سرشار باد ...

الهی نامه ۵

الهی شکوه اسماء و صفات و ذات خود را بر جانمان نمایان ساز الهی مزه حقیقت هستی را به ما بچشان  الهی رنگ واقعی خود را به ما نشان ده   الهی دغدغه های بزرگ برجانمان فروریز الهی ما را از  نگرانی های خرد که دون شآن ادمی است برهان  ....