-
لسان الغیب(تقدیم به او *)
شنبه 11 تیرماه سال 1390 21:39
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی خوش باش زانکه نبود این هردو را زوالی در وهم می نگنجد کاندر تصور عقل آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی شد حظ عمر حاصل گر زانکه با تو مارا هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی ان دم که با تو باشم یک سال هست روزی وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی چون من خیال رویت جانا به خواب بینم کزخواب می...
-
گزیده ای از یک دانشجوی فرهیخته
چهارشنبه 8 تیرماه سال 1390 09:31
" > > < http://groups.yahoo.com/group/IrAn_EshGh/join > > > *خدا قول نداده آسمون همیشه آبی باشه و باغها پوشیده از گل ، > > قول نداده زندگی همیشه به کامت باشه ، > > خدا روزای بی غصه و شا د یهای بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده، > > خدا ساحل بی طوفان ، آفتاب بی بارون و...
-
دعای امام سجاد در حق پدر و مادر
دوشنبه 6 تیرماه سال 1390 08:19
دعا در حق پدر و مادر ̶ پروردگارا بر محمد بنده و رسولت و بر اهل بیت پاکیزه اش درود فرست و بهترین درود و رحمت و برکاتت و سلامت را بدانها اختصاص ده. ̶ خدایا پدر و مادرم را به گرامى داشتن نزد خودت و درود از جانب لطفت اختصاص ده، ای مهربانترین مهربانان. ̶ الها بر محمد و آل او درود فرست و...
-
در مکتب وحی
یکشنبه 5 تیرماه سال 1390 07:59
امام صادق علیه السلام:هر که خدا رابشناسد ترس او در دلش می افتد و هر که از خدا ترسان باشد نفسش از دنیا باز می ماند.
-
لسان الغیب
شنبه 4 تیرماه سال 1390 09:03
آن یار کز او خانه ما جای پری بود سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش بیچاره ندانست که یارش سفری بود تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد تا بود فلک شیوه او پرده دری بود منظور خردمند من آن ماه که او را با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود از چنگ منش اختر بدمهر به دربرد آری چه کنم دولت دور قمری بود...
-
لسان الغیب
جمعه 3 تیرماه سال 1390 16:27
ای قصّه بهشت ز کویت حکایتى شرح جمال حور ز رویت روایتى أنفاس عیسى از لب لعلت لطیفه اى آب خِضِر ز نوش لبانت کنایتى کِىْ عِطرساى مجلس روحانیان شدى گل را اگر نه بوى تو کردى رعایتى هر پاره از دل من و از غصّه قصّه اى هر سطرى از خصال تو وز رحمت آیتى در آرزوى خاک درِ یار سوختم یاد آور اى صبا که نکردى حمایتى اى دل به...
-
در مکتب وحی
جمعه 3 تیرماه سال 1390 16:16
روح مجرد، ص: 685 حاج سیّد هاشم حدّاد تربیت شده دست مبارک مرحوم حاج سیّد میرزا على آقاى قاضى بود. او میدانست دست پروردهاش چیست، و درجات و مقاماتش کدام است، ایقان و عرفان او در چه حَدّ اعلاى از ارتقاء و سُمُوّ راه یافته است. من چه مىفهمم؟ خبره و خرّیت این فنّ آن بزرگ مرد الهى است. من از حدّاد فقط عبادتى، و توجّهى، و...
-
لسان الغیب
پنجشنبه 2 تیرماه سال 1390 08:11
چراغ روى ترا شمع گشت پروانه مرا ز خال تو با حال خویش پروا،نَه به بوى زلف تو گر جان به باد رفت چه شد هزار جان گرامى فداى جانانه خِرَد که قید مجانین عشق میفرمود به بوى سنبل زلف تو گشت دیوانه به مژده جان به صبا داد شمع در نفسى ز شمع روى تواش چون رسید پروانه مرا به دور لب دوست هست پیمانى که بر زبان نبرم جز حدیث...
-
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
یکشنبه 29 خردادماه سال 1390 11:56
ای نسیم سحر، آرامگه یار کجاست؟ منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست؟ شب تار است و ره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا، موعد دیدار کجاست؟ هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات نگویند که هشیار کجاست آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکتهها هست بسی، مَحرَم اسرار کجاست؟ هر سر موی مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و ملامتگر...
-
ارمغان پرنیان
شنبه 28 خردادماه سال 1390 09:36
با سپاس از پرنیان که با کامنت دلربا و فرح انگیز خویش الهام بخش این پست شدند: گفتم: «غم تو دارم» گفتا :«غمت سر آید» گفتم: که «ماه من شو» گفتا: «اگر برآید» گفتم: «ز مهرورزان رسم وفا بیاموز» گفتا: «ز خوبرویان این کار کمتر آید» گفتم: که «بر خیالت راه نظر ببندم» گفتا: «که شب رو است او از راه دیگر آید» گفتم: که «بوی زلفت...
-
بامدادان با لسان لغیب
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1390 09:54
هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست که اشنا سخن اشنا نگه دارد دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان نگه دار سر رشته تا نگه دارد صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد چو گفتمش...
-
.....!!
سهشنبه 24 خردادماه سال 1390 22:10
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند
-
منتخب یک خواننده ی فرهیخته وبلاگ از سروده های مولانا
یکشنبه 22 خردادماه سال 1390 23:02
سلامم نه علیکم نه سپیدم نه سیاهم نه چنانم که تو گویی نه چنینم که تو خوانی و نه آنگونه که گفتند و شنیدی نه سمائم نه زمینم نه به زنجیر کسی بسته ام و بردۀ دینم نه سرابم نه برای دل تنهایی تو جام شرابم نه گرفتار و اسیرم نه حقیرم نه فرستادۀ پیرم نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم نه جهنم نه بهشتم چُنین است سرشتم این سخن...
-
توحید چیست ؟
شنبه 21 خردادماه سال 1390 21:32
از عارفی پرسیدند توحید چیست ؟ پاسخ داد: تصحیح الخیال . درست کردن اوهام و تخیلات. از دیگری پرسید ند : توحید چیست ؟ پاسخ داد: التوحید اسقاط الاضافات . ساقط کردن اضافات.
-
سروده ای از مهستی گنجه ای
جمعه 20 خردادماه سال 1390 13:42
آرزو در فغانم از دل دیر آشنای خویشتن خو گرفتم همچو نی با نالههای خویشتن جز غم و دردی که دارد دوستی ها با دلم یار دلسوزی ندیدم در سرای خویشتن من کی ام؟ دیوانهای کز جان خریدار غم است راحتی را مرگ میداند برای خویشتن شمع بزم دوستانم، زنده ام از سوختن در ورای روشنی بینم فنای...
-
دوست
پنجشنبه 19 خردادماه سال 1390 09:14
طاعت ار دست نیاید گنهی باید کرد در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
-
سروده ای از فدریکو گارسیا لورکا
یکشنبه 15 خردادماه سال 1390 21:26
وحشت زده ام از برگ های مرده، از چمن زارهایِ پر از شبنم. خواهم خفت. اگر بیدارم نکنی، قلب سردم را کنار تو بر جا خواهم گذاشت. "آن صدا در دوردست چیست؟" "عشق، باد در میان شیشه های پنجره، عشق من!" جواهرات سپیده دم را دور تا دور گردنت گذاشتم. چرا در این راه رهایم می کنی؟ اگر خیلی دور شوی پرنده ام می گرید،...
-
عشق
یکشنبه 15 خردادماه سال 1390 01:27
ای مرغ سحر عشق ز پروانه (=مادر) بیاموز کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
-
وصف حضرت عیسی در نهج البلاغه
شنبه 14 خردادماه سال 1390 08:55
و اگر مى خواهى درباره عیسى علیه السّلام بگو که سنگ را بالش سر قرار مى داد، و جامه زبر و خشن مى پوشید، و غذاى غیرلذیذ مى خورد. نان خورشش گرسنگى، و چراغ شب تارش ماه، و سرپناهش در زمستان مشرق و مغرب زمین، و میوه و سبزى اش گیاهى بود که زمین براى چهارپایان مى رویانید. نه زنى داشت که او را فریفته خود کند، نه فرزندى که او را...
-
بهترین چیز دنیا
شنبه 14 خردادماه سال 1390 08:05
..بهترین چیز نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است . (سهراب سپهری). زبان شعر زبان رمزی و نمادین است . از همین رو در وضعی که شاعر نمی تواند دریافت ها و دیدگاه های خود را به دلایل گوناگون بی واسطه و روشن و اشکار بیان نماید به شعر روی می اورد و برای دریافت منظور واقعی شاعر باید شعر او را رمزگشایی کرد. و در این فرایند...
-
خطاب به قطب عالم امکان
پنجشنبه 12 خردادماه سال 1390 08:48
سلام به تو یار قدیمی منم همون هوادار قدیمی هنوز همون خراباتی و مستم ولی بی تو سبوی می شکستم همه تشنه لبیم ساقی کجایی گرفتار شبیم ساقی کجایی اگه سبو شکست عمر تو باقی که اعتبار می تویی تو ساقی همه به جرم مستی سردار ملامت میمیریم و میخونیم سرساقی سلامت یه روزی گله کردم من از عالم مستی تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی...
-
.....
چهارشنبه 11 خردادماه سال 1390 11:16
شاد آمدی شاد آمدی ناگه ز در باز آمدی بنشین و خوش بنشین و خوش چون محرم راز آمدی خوش بینمت خوش بینمت ماه پری وش بینمت حوری مگر حوری مگر با شیوه ناز آمدی زاری کنان زاری کنان پیش رخ تو بیدلان چون بلبل و گل ناگهان با برگ و با ساز آمدی سرو روان سرو روان بر جویبار عاشقان ای دولت و بخت جوان بس خوب و دمساز آمدی با ما خوش آ با...
-
عشق زنده در نگاه مولانا
سهشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1390 11:46
عشق زنده در روان و در بصر هر دمی باشد ز غنچه تازه تر عشق آن زنده گزین، کو باقی است کز شراب جان فزایت ساقی است عشق آن بگزین که جمله انبیاء یافتند از عشق او کار و کیا تو مگو:«ما را بدان شه بار نیست» با کریمان کارها دشوار نیست
-
تنهایی چیست ؟
سهشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1390 09:41
معنای حقیقی واژه ی تنهایی ان است که گوهر نهفته ی جان و اندیشه انسان برای پیرامونیان درک ناپذیر و وصف ناپذیر گردد و هرکسی اعم از دوست و غیردوست و موافق و مخالف از ظن خود یار انسان شود . به تعبیر مولانا ؛ مردم اندر حسرت فهم درست ..و به امام به این جهت غریب می گویند که واقعیت و حقیقت ملکوت و جبروت جان و جهان امام معصوم...
-
راه و رسم عاشقی در گفتار مولانا
دوشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1390 10:04
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو رو سینه را چون سینهها هفت آب شو از کینهها وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی گر سوی مستان میروی مستانه شو مستانه...
-
عشق چیست ؟
دوشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1390 09:09
یک عارف می فرماید: العشق کامن ککمون النار فی الحجر ان قدحته فاوری و ان ترکته فتواری .. عشق نهفته است مانند نهفتگی آتش در سنگ(آتش زنه )اگر به ان یورش اوری و مشتاقانه در ان کنکاش نمایی انگاه شعله ور می گردد و اگر انرا وانهی متواری می گردد ..
-
یک بحث درباب عشق
شنبه 24 اردیبهشتماه سال 1390 11:36
حذف عشق از صحنه زندگی و تبدیل کردن ان به عشق رمانتیک و بردن ان به حوزه خصوصی و فروکاستن ان به جزئی خصوصی از تعامل انسان ها یعنی رابطه جنسیتی و جنسی و حذف ان از حوزه کار و درس و سیاست و اقتصادو فرهنگ و اموزش و بهداشت و بازار و سایر گونه های برهم کنش انسانی به یک نوع تجزیه و تکثیر و بالمال تکاثر وجودی می انجامد و انسان...
-
!!!!!...؟؟
جمعه 23 اردیبهشتماه سال 1390 18:14
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود ور نه هیچ از دل بیرحم تو تقصیر نبود یا رب آیینه ی حسن تو چه جوهر دارد که در او آه مرا قوت تاثیر نبود سر ز حسرت به در میکدهها برکردم چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود من دیوانه چو زلف تو رها میکردم هیچ لایق ترم از حلقه زنجیر نبود نازنینتر ز قدت در چمن حسن نرست خوشتر از نقش تو در...
-
....
چهارشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1390 22:07
بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود خمر من و خمار من باغ من و بهار من خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود جاه و جلال من تویی ملکت و...
-
الهی
دوشنبه 19 اردیبهشتماه سال 1390 22:16
الهی حقیقت مادر را در جان ما طالع گردان الهی جان ما را همواره از عشق مادرانه و شور و شعور مادری برخوردار و سرشار بدار الهی به ما توفیق ده در کار بسیار خطیر و دشوار حفظ و صیانت و ترویج میراث معنوی مادر کامیاب و از الطاف ویژه ات برخوردار باشیم الهی چراغ نفس مادر را همچنان در جان ما پرنور و پرحرارت نگه دار